صلواتی که از اسرار آل محمد است

تعرفه تبلیغات در سایت

«عَن اِبنِ المُغیرةِ قالَ: سَمِعتُ اَباالحَسَن الرِّضا(ع) یقُولُ:

...وَ مِن سر آلِ مُحَمَّدٍ فِی الصَّلاةَ عَلَی النَّبِی وَ آلِهِ...فَاِنَّ مَن صَلَّی عَلَی النَّبِی بِهذهِ الصَّلَواتِ، هُدمَت ذُنُوبُهُ وَ مُحِیت خطایاهُ وَ دامَ سُرُورهُ و استُجیبَ دُعاؤُهُ وَاُعطِی أمَلُهُ وَ بُسِطَ لَهُ فی رِزقِهِ وَ اُعینَ عَلی عَدُوّهِ وَ هُیئی لَهُ سَبَبُ اَنواعِ الخَیر وَ یجعَلُ مِن رَفقاء نَبِیهِ فِی الجِنانِ الأعلی. یقُو لُهُن ثَلَاثَ مَرّاتٍ غُدوَةً وَثَلاثَ مَراتٍ عَشِیهً». در صلوات بر پیامبر و آل او این صلوات است:

«اَللّهُمَّ صَلّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الاَوّلینَ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی الآخرینَ، وَ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ فِی المَلَاء الاَعلی، وَ صَلَّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ فِی المُرسَلینَ، اَللّهُمَّ اَعطِ مُحَمَّداً الوَسیلَةَ وَ الشَّرفَ وَالفَضیلَةَ وَالدّرَجَةً الکَبیرَةَ، اللَّهمَّ اِنّی آمَنتُ بِمُحَمَّدٍ وَ لم اَرَهُ فَلاتَحرِمنی یومَ القیامَةَ رُؤیتَهُ وَ ارزقُنی صُحبَتَهُ وَ تَوَ فَّنی عَلی مِلّتِهِ وَ اسقِنی مِن حَوضِهِ مَشرَباً رَویاً سائِغاً هَینئاً لا اَظماًبعدهُ اَبَداً اِنّکَ عَلی کُلِّ شَیئی قَدیرٌ اَللّهُمَّ کَما آمَنتُ بِمُحَمَّدٍ وَ لَم اَرَهُ فَعَرِّ فنی فِی الجِنان وَجهَهُ اَللّهُمَّ بَلّغِ رُوحَ مُحَمَّدٍ عَنّی تَحِیةً کثیرَةً وَ سَلامّا».

امام رضا علیه السلام در ادامه می­ فرماید: بی ­تردید، کسی که سه بار در بامداد و سه بار در شامگاه این‌گونه صلوات بفرستد، گناهانش از بین رفته و خطاهایش محو می­گردد، سرورش دوام یافته و دعایش مستجاب می‌شود به آرزویش رسیده و رزقش زیاد می­گردد، در مقابل دشمنش یاری گردیده، اسباب همه خیرها برایش مهیا شده و از دوستان پیامبرش در بهشت­ های اعلی قرار داده می‌شود.

لازم به ذکر است با توجه به اینکه امام رضاعلیه السلام در روایت مذکور فرمود کسی که این صلوات را بفرستد گناهانش از بین می­رود و خطاهایش محو می­گردد. این سؤال ممکن است پیش آید که آیا بین گناه و خطا فرق است. فرق این دو چیست.

راغب در باب خطا چنین می‌گوید: خطا سه گونه است:

1 ـ عمل زشت که عمداً انجام گیرد. این نوع گناه و ذنب قابل عقوبت است و گاهی از این نوع گناه به خطا بر وزن ندا با کسر [خاء] تعبیر می‌شود مانند آیه 31 سوره اسراء:
«ولاتَقتُلوا أولادَکم خَشیةَ إملاقٍ نحن نَرزُقُهم و إیاکُم إنّ قَتلَهم کان خِطئاً کبیراً»

فرزندان خود را نکشید که کشتن آنان گناه بزرگی است.

و در آیه 81 سوره بقره:

«بَلَى مَن کَسَبَ سَیِّئَةً وَأَحَاطَتْ بِهِ خَطِیئَتُهُ فَأُولَئِکَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِیهَا خَالِدُونَ»

آری هر که بدی‌ها را کسب کند و خطاهای او وی را احاطه کند آنان اصحاب دوزخ و اهل آتش هستند.

در این آیه منظور از خطیئه به قرینه کلمه نار گناه عمدی است. زیرا آتش به گناه عمدی اختصاص دارد.

2ـ گناه اشتباهی مانند آنکه عمل شایسته را اداره کرده و خلاف آن انجام‌گرفته است؛ مثلاً می­خواست پرنده را شکار کند تیر اشتباهاً به انسان خورده. قرآن از این نوع اعمال به خطای معذور تعبیر کرده است. سوره احزاب آیه 5:

«وَلَیْسَ عَلَیْکُمْ جُنَاحٌ فِیمَا أَخْطَأْتُمْ بِهِ وَلَکِنْ مَا تَعَمَّدَتْ قُلُوبُکُمْ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَحِیمًا»

برای شما جرمی و گناهی در آنجایی که خطا و اشتباه کرده ­اید نیست. همانا گناه در چیزهای عمدی شما است.

علامه طباطبائی در این مورد در ضمن آیه 112 سوره نساء: «وَ مَنْ یَکْسِبْ خَطِیئَةً أَوْ إِثْمًا»(کسی خطایی یا گناهی کسب کند) تحقیق علمی دارد که خلاصه آن این است:

خطیئه از اوصافی است که بر اثر کثرت استعمال از موصوفات بی­ نیاز شده، مانند مصیبت که معمولاً وصف و موصوف با هم ذکر می‌شود ولی بعضی وصف‌ها در اثر کثرت استعمال بدون موصوف ذکر می شوند. و وزن فعیل همیشه دلالت دارد بر اینکه وصف به‌صورت ثابت متراکم و مستقر است.

بنابراین «خطیئة» یعنی عملی که (خطا) در آن به‌صورت ثابت متراکم و مستقر درآمده باشد و (خطا) عبارت از فعلی است که بدون قصد واقع‌شده باشد مانند قتل خطا این معنای اصلی کلمه خطاست ولی بعداً وسعت یافته و به اعمالی گفته می‌شود که انسان سالم و عاقل اصولاً قصد انجام دادن آن‌ها را نمی ­کند، به عبارت واضح کارهایی که در شأن انسان عادی و نرمال نباشد و ناگهانی از او سر بزند عرف این‌چنین اعمال را خطا و خطیئه تلقی می‌کند.

پس این معنای وسیع هر معصیت و یا اثر معصیتی از مصادیق خطا است. و «خطیئه» عبارت است. از عمل و یا اثر عملی که مقصود انسان نبوده (که در این صورت معصیت بشمار نمی­ آید) یا اینکه شایسته نبوده که انسان قصد انجام آن را کند، ولیکن با نفسانیت عمداً مرتکب شده است که در این صورت معصیت و یا وبال معصیت به شمار می ­آید.

3ـ کار خلافی را اداره کرده و اشتباهاً عمل زیبا انجام‌ گرفته. می خواسته مسلمانی را بکشد، کافر را کشته است. در این صورت و مورد، اراده مذموم است، زیرا کاشف از سوء سریره است و عمل هم ممدوح نیست. زیرا مقصود نبود.

با توجه به مطالب بیان‌شده گناه عبارت است از عمل زشتی که عمداً انجام گرفته‌شده باشد. ولی خطا عبارت است از عملی که مقصود انسان نبوده است. یا به‌عبارت‌دیگر خطاهای عمدی گناه است ولی خطاهای سهوی گناه نیست بلکه خطا است. در هر صورت هر دو ممدوح نیستند. و لذا در روایت که امام رضا علیه السلام می ­فرمایند صلوات گناهان را از بین می برد و خطاها را محو می‌کند یعنی صلوات هم خطاهای عمدی را که گناه است و هم خطاهای سهوی را از بین می­برد. و الله العالم.

شیخ صدوق، نواب الاعمال و عقاب الاعمال،ص334

نویسنده : بازدید : 5 تاريخ : شنبه 23 دی 1396 ساعت: 3:38

فهرست وبلاگ